شبح نمایش – Ghost Theater

  • کارگردان: هیدئو ناکاتا
  • فیلم نامه: جانیو کاتو، ریوتا میاکه، هیدئو ناکاتا
  • بازیگران: هاروکا شیمازاکی، ریکا آداچی، مانتارو کویچی
  • خلاصه یک خطی: عروسکی که به عنوان یکی از شخصیت های یک نمابش در حال تمرین استفاده میشه، بازیگران رو به قتل می رسونه.

………………

  • ناکاتا نسخه اصلی فیلم حلقه رو کارگردانی کرده. فیلمی که تقریبا موج بازسازی های آمریکایی از اون کار شروع شد و انصافا نسخه بازسازی خیلی تمیزی داشت ( به کارگردانی گور وربینسکی)
  • ناکاتا بعد از حلقه کارهای زیادی ساخته، نسخه دوم آمریکایی حلقه هم کار خودش بود که خوب از آب در نیومد. و دیگه در همون ژاپن کارهای خودش رو ادامه داد
  • من تو ژاپن زندگی نمی کنم که بدونم مردم خود اون کشور نظرشون نسبت به این کارگردان چی هست و متاسفانه زبان ژاپنی هم بلد نیستم ( که خیلی دوست دارم یاد بگیرم) اما با توجه به میزان رای کم فیلم شبح نمایش فکر می کنم این اثر تو ژاپن هم زیاد دیده نشده.
  • فیلم با اینکه سال ۲۰۱۵ ساخته شده اما به شدت از مد افتاده ست. ایده و اجرا هر چند می تونست یه فیلم درجه یک ترسناک شرقی باشه. صحنه نمایش، عروسک مانکنی که بازیگرها رو به قتل می رسونه، اجرایی که بازیگرهای در حال تمرین هستن، ماجرای ملکه الیزابتی هست که از خون دختران جوان تغذیه می کنه، همه اینها می تونست این کار رو به یکی از خاص ترین آثار ترس و گوتیک تبدیل کنه که متاسفانه اینطور نشده
  • بعضی سکانس ها و ایده هایی در اجرای این فیلم هست که برای من طرفدار آثار وحشت، عالی بود اما در حد چند دقیقه یا چند ثانیه ست. بعد دوباره فیلم معمولی میشه و حتی به اصطلاح بزن در رو. یاد خیلی از فیلم های وطنی خودمون می افتادم که چقدر فیلم رها شده، انگار که کارگردان آنچنان که باید برای این کار دل و جون نذاشته. و بدترین حالت یک فیلم اینه که معمولی باشه. نه بد نه خوب.
  • شاید بهتر بود این فیلم در همون اجرا می موند و زیاد به گذشته و آینده رجوع نمی داد. مثلا فیلم بردمن به ذهنم میاد. شاید اگر شبح نمایش هم تماما به اجرا و پشت صحنه اختصاص داشت و به حاشیه های کلیشه ای نمی رفت. باز هم بهتر از اینی میشد که هست.
  • عروسک این فیلم اگر در فیلم محکم تری ازش استفاده میشد از تمام عروسک های فیلم های آمریکایی ترسناک تر میشد. مثلا سازندگان آنابل این نکته مهم رو فهمیدن که عروسک رو نباید در حال حرکت کردن نشون داد. چون هر چقدر هم فیلم ترسناک باشه، نشون دادن راه رفتن عروسک باعث میشه که از ترس کاسته بشه و فیلم تبدیل بشه به کمدی، چیزی که سری فیلم های چاکی بهش تبدیل شدن. در شبح نمایش هم ما متاسفانه در جاهایی می بینیم که عروسک داره حرکت می کنه و شاید مسخره ترین سکانس ها همون باشه.
  • ولی برای طرفداران این ژانر و کسایی که فیلم سازی رو دنبال می کنن توصیه می کنم که این فیلم ها رو ببینن تا کلی ایده های تلف شده رو از کار بردارن. حداقل شاید کسی پیدا بشه که یک ایده خوب اما هدررفته رو از یک فیلم بد بیرون بکشه و تبدیلش کنه به یک فیلم درجه یک
  • شبح نمایش از اون کارها هست که نیاز به یک بازسازی داره. یکبار از نو نوشتن فیلم نامه و حذف نکات مسخره فیلم و تبدیلش کردن به یک شاهکار ترسناک. این آرزو برآورده میشه؟ نمی دونم.

جن – Djinn

کارگردان: تاب هوپر

فیلم نامه: دیوید تالی

بازیگران: خالد لیث – رازانه جمال – آیشوا هارت

……………..

تاب هوپر فقید اگر فیلم نامه های بهتری دستش بود، فیلم های  بهتری می ساخت. هر چند که من کارهای ضعیفش رو هم تا اونجایی که دیدم ، بدم نیومد.

فیلم جن برای بیننده هایی که با فرهنگ اسلامی آشنا نیستن جذاب نیست. برای ما که آشنا هستیم هم آنچنان جذاب نیست. ولی قابل دیدن هست. اما این فیلم جزو آثار ناشناخته کارگردانش به حساب می آد و فکر نکنم کسی رغبت کنه که این کار رو ببینه یا حتی اسمش رو شنیده باشه. فیلم مشخص هست که خیلی براش کم خرج شده. موقعی که چند تا جلوه ویژه رو نشون میده، ناجور توی ذوق میزنه. انگار یک آماتور رفته پشت کامپیوترش و با برنامه مایا یا افتر افکت در عرض یکی دو روز جلوه ویژه درست کرده! اگر فیلم نامه، پر و پیمان تر بود و یک مقداری شاخص های تولیدی کار بیشتر و بهتر، احتمالا با یک فیلم ترسناک درجه یک با فرهنگ شرقی رو به رو می شدیم. خودتون هم می دونید که وحشت شرقی اگر درست و حسابی ساخته بشه ، از وحشت غربی خیلی ترسناک تر هست. اما حیف که چنین اتفاقی تو این فیلم نیفتاده. جنِ فیلم هم شبیه زن سیاه فیلم وطنی ترسناک خودمون یعنی شب بیست و نهم بود و من اگر یکم با این فیلم ترسیدم بیشتر یاد خاطرات دوران کودکی خودم افتادم.

بازی بازیگرها اصلا چنگی به دل نمی زنه و صحنه پردازی بدجور لخت هست. منظورم اینه که چهار تا دکور بیشتر، رنگ پردازی بهتر و این ها. اما همچنان میگم که فیلم جن اصلا غیر قابل دیدن نیست، حتی ممکنه بعضی ها با این فیلم بیشتر بترسن تا مثلا کارهای پرخرجی مثل کانجورینگ. ( میگم پرخرج در مقایس فیلم های این ژانر میگم، وگرنه کانجورینگ هم آنچنان گرون ساخته نشده )

بعضی قسمت های فیلم هست که مشخص میشه یه کارگردانی که ترس رو خوب میشناسه کار رو ساخته. بعضی حرکات دوربین خلاقانه بود. فکر کنم جیمز وان برای کانجورینگ دوم از این کار یه کمی الهام گرفته. و این حرفا رو جدی میگم. معمولا ایده های خلاقانه رو میشه از فیلم های ضعیف تر پیدا کرد. مثلا گیر افتادن خانواده در ماشین، وسط مه که در این فیلم می بینیم. این اثر ایده های نابی داره که خیلی هاش هدر رفتن.

و ترسناک ترین های جاهای فیلم وقتی هست که قرار نیست بترسی. یعنی منتظر نیستی یوهو جن از پشت دیوار بپره بیرون. اما موقعی که آماده میشی برای ترسیدن، دیگه فایده ترس چیه؟

ژانر ترسناک

 

اولین بار فکر کنم ۷ سالم بود که برادر یا خواهرم برام فیلم ایرانی ( شب بیست و نهم ) رو گذاشتن! نمی دونم چرا. یادم نمیاد چرا و ازشون که می پرسم خودشون هم اصلا این ماجرا رو فراموش کردن. ولی در کل بگم اون فیلم باعث شد من سال ها ، بیشتر دوران کودکیم و حتی نوجوونیم رو با ترس از اون همسایه سیاه پوش شخصیت اصلی ( مرجانه گلچین ) زندگی کنم. کابوس شب و بیست و نهم تا مدت ها با من موند!

چند سال پیش یک بار دیگه فیلم رو دیدم . دیگه اون قدر ترسناک به نظرم نبود و حتی بعضی قسمت هاش خیلی آماتوری و خنده دار به نظر می رسید. اما در کل معرفی من به این ژانر با همین فیلم وطنی بود! و دیدن کلی فیلم و عاشق این نوع از سینما شدن. ( هر چند که همون آبرومند ترین نسخه وطنی شب بیست و نهم هست! شاید کمی هم خوابگاه دختران)

این ژانر پستی و بلندی زیاد داره. دید مرسوم هنری کمتر بهش هست و بیشتر دید بازاری داره. اما بازاری و پاپ کورنی که مثل فیلم های ابرقهرمانی نیست. ژانر ترسناک به نظرم جزو معدود عنصر های سینماست که آدم ها رو بیشتر دور هم جمع می کنه. یعنی دیدن فیلم ترسناک هدف مشخصی داره. (( من می خواهم بترسم . من خودم رو به دست فیلم می سپارم و ببینم می تونی من رو بترسونی یا نه ))

دیدن باقی فیلم ها این میزان هدف مشخص رو شاید دنبال نکنه. یا اگر هم دنبال کنه ، به این میزان عمومیت و محبوبیت نداره. شما به یک نفر که تو عمرش شاید ۱۰ تا فیلم دیده باشه بگی می خوام برم آخرین اثر فلان کارگردان رو ببینم یا می خوام برم یک فیلم درباره فلان ابر قهرمان ببینم یا برترین انتخاب های جشنواره کن ، خب اون قدر براش اهمیتی نداره یا اصلا نمی دونه شما درباره چی حرف می زنید. اگر بگید می خوام فیلم اکشن ببینم ، خیلی ها می گن سلیقه شون نیست. ولی وقتی اسم ترسناک میاد ، کنجکاوی ها بیشتر میشه. یا میگن ما می ترسیم و نمی بینیم ، یا می ترسن الکی می گن خوششون نمیاد یا از این تیپ آثار لذت میبرن و با کمال میل شما رو تو دیدنش همراهی می کنن.

ژانر ترسناک یک سری ساب ژانر مثل اسلشر یا ترسناک هیجانی هم داره. خیلی فیلم ها بیشتر از اینکه درام باشه ، بیشتر ترسناک به حساب میاد ( نمونه اش سه گانه منطقه های مرزی آمریکا ، سیکاریو ، اگر از آسمان سنگ ببارد، ویند ریور ) . من سعی می کنم درباره بهترین و بدترین و هر چی در این ژانر و ساب ژانرش هست اینجا بنویسم. اگر کتاب خوبی بود معرفی می کنم. متن خوبی بود ترجمه می کنم  و باقی مسائل. تا اونجایی که می تونم سعی می کنم هر چی از ژانر ترسناک تجربه می کنم یا قبلا تجربه کردم رو با شما درمیون بذارم.