مانگا و فیلم سینمایی پیرپسر

من عاشق سینمای کره جنوبی هستم که شاید مهم ترین دلیل شناخته شدن سینمای جدید این کشور با محبوبیت جهانی اولدبوی یا همان پیرپسر آغاز شد.

تا به حال به هر فردی که نظر من را درباره فیلم ها خواسته است، حتما بررسی چند تا از شاهکارهای سینمای کره جنوبی را پیشنهاد کرده ام و قطعا یکی از پیشنهاد ها پیرپسر است ( البته آنهایی که اهل فیلم باشند حتما این فیلم را دیده اند و یا حداقل نام فیلم به گوششان خورده است)

یکی از دوستانم اصلا از این فیلم خوشش نیامده بود و من گفتم بحث سلیقه سر جای خودش، اما بعضی موارد دیگر از حد و مرز سلیقه می گذرد. فرض کنید می روید به مغازه ای و تعدادی الماس در ویترین مشاهده می کنید. ممکن است از بعضی از الماس ها خوشتان نیاید. یکی رنگش مناسب نیست. یکی نحوه تراشیده شدنش برای شما جذاب نیست. اما نمی توان ماهیت الماس را زیرسوال ببرید. آن شی همچنان با ارزش بوده و با ارزش باقی خواهد ماند.

پیرپسر هم دقیقا یکی از همین الماس هاست.

همان طور که بعضی از شما می دانید، این فیلم از روی یک مانگا یا همان کامیک بوک ژاپنی به همین نام اقتباس شده است. نویسنده مانگا، گارون توشیا بوده است و طراح هم نوبویاکی مینگیشی. که متاسفانه نویسنده این مانگا در ۷۰ سالگی در هفت ژانویه ۲۰۱۸ از این دنیا رفت.

چند وقتی بود که می خواستم مانگا را بخوانم اما تنبلی کردم. تا این که بالاخره هر هشت جلد را خواندم. هر جلد هم تقریبا ۲۰۰ صفحه بود که به کل حدود ۱۶۰۰ صفحه می شد. البته چون کتاب مصور است، خواندنش اصلا سخت نیست و اتفاقا خواندن کتاب های مصور بعضی وقت ها لذت دوچندانی دارد. من بیشتر کنجکاو بودم که ببینم نسخه سینمایی چه فرقی دارد چون از دیدن فرقی که بین نسخه های مختلف از یک داستان در مدیوم های جداگانه است لذت می برم.

بعد از خواندن مانگا پی بردم که پارک چان ووک، کارگردان فیلم چه قدر کار درست است. نسخه سینمایی پیرپسر بارها از مانگا بهتر بود و این چیز عجیبی است. در نود مواقع این نسخه های کاغذی و اصلی داستان هستند که به نسخه های سینمایی برتری دارند. اما نه، مانگای پیرپسر این طور نبود. اوایل داستان البته جالب بود. تقریبا مثل فیلم. اما پایان بندی مانگا به قدری افتضاح بود که باعث تعجبم شده بود. لوس و بی هدف.  باورم نمی شود که پایان بندی مانگای پیرپسر تبدیل شده به یکی از بدترین نتیجه گیری های داستانی که تا به حال خوانده ام. اگر فیلم را دیده باشید حتما از آن پیچش داستانی که اندام را به لرزه در می آورد خبر دارید. اما بدانید که در مانگا اصلا از این خبرها نیست. پایان بندی و بعضی نکات ریز و درشت در شخصیت پردازی فیلم، این اثر سینمایی را شاهکار کرده است.

خلاصه که تجربه آموزنده ای بود و عجیب. پارک چان ووک داستانی معمولی که شاید برای خیلی از فیلم سازها کنجکاو برانگیز نباشد را گرفته است و آن را به یکی از بهترین آثار سینمایی دهه های اخیر تبدیل کرده است. اگر می خواهید اقتباس کردن درست و درمان را یاد بگیرید، به نظرم حتما مانگای ژاپنی پیرپسر را بخوانید و آن را با فیلم مقایسه کنید. نکات بدردبخور زیادی پیدا خواهید کرد.