چشم در برابر چشم – میکل آنژ و میکل آنجلو آنتونیویی

یک فیلم کوتاه هفده دقیقه ای در یوتیوب هست که رسما آخرین حضور و کارگردانی میکل آنجلو آنتونیویی به حساب میاد. در این اثر کوتاه، آنتونیویی میره به کلیسا سن پیتروی روم و یکی از آثار میکل آنژ (تندیس موسی) رو مشاهده می کنه.

یا بهتره بگم فقط و فقط نگاه می کنه.

یه بحث مراقبت ذهنی یا Mindfulness اینه که شما باید چیزی رو (حالا می تونه شی باشه. می تونه درخت باشه یا هر چی) خوب نگاهش کنی. یعنی مثلا شما رفتی تو موزه. ۵۰ تا تابلو نقاشی هم اون جا به دیوار نصب شده. می تونی با یه دور کلی همه تابلو ها رو ببینی و بگی به به. چه قدر خوشگلن!

یا می تونی وقت بزاری و فقط یک تابلو رو با دقت ببینی. این قدر بهش خیره بشی و نگاهش کنی که شما و تابلو یکی بشید.

خیره شدن و تمرکز کردن در کلام آسون به نظر میرسه اما کار سختیه. پرش فکری به بیشتر ما انسان های کره زمین این اجازه رو نمیده که روی یک چیز تمرکز کنیم.

حالا آنتونیویی که انصافا بخوایم خیلی خودمونی  بگیم یکی از عارفان دنیای سینماست. این جا اومده و با این فیلم کوتاه به ما یاد میده که چطور باید عمیق نگاه کرد.

دوربین این جا حکم ما رو داره. یعنی رسما ما به همراه آقای آنتونیویی اومدیم به موزه و ایشون هم مثل یک معلم معنوی ما رو راهنمایی می کنه که چطور این اثر هنری رو ببینیم و درکش کنیم.

فیلم هیچ دیالوگی نداره. یادمون هم باشه که آنتونیویی این جا نقش بازی نکرده و خود واقعیش رو نشون میده. ایشون در اون زمان مدت ها بود قدرت کلامش رو به خاطر بیماری از دست داده بود. پس یک جورهایی وضعیت درونی آنتونیویی این جا نمایان میشه. اما بزرگ ترین حرفش اینه که درسته من نمی تونم حرف بزنم اما می تونم خوب نگاه کنم. و این شاید بزرگ ترین نعمت باشه.

که متاسفانه خیلی از ما از این نعمت خوب استفاده نمی کنیم و اصلا در طول روز یادمون میره که ما سالم هستیم و می توانیم ببینیم. این خیلی بالاتر از قدرت ابرقهرمان های پفکی فیلم هاست.

دوربین در بیشتر زمان فیلم روی قسمت هایی از مجسمه زوم میشه که شاید ما اگه اون جا حضور داشتیم هیچ وقت بهش دقت نمی کردیم. از حکاکی چشم ها گرفته تا فضای خالی بین دو مجسمه. حداقل دیدن این چیزها به من یاد داد و فهموند که تا الان ۹۰ درصد چیزها رو خوب نگاه نکردم و سرسری ازشون رد شدم.

به نظرم دیدن همین اثر کوتاه کار چند تا کتاب رو می کنه. من علاقه ای به خوندن این تیپ کتاب ها ندارم و اصلا نمی دونم تو بازار کتاب هست یا نه (که قطعا هست) ولی احتمالا تیترهایی با نام چگونه بهتر ببینیم و این حرف ها موجوده. که نویسنده نشسته صد تا دویست صفحه در مورد نوع دیدن آثار هنری نوشته و ما هم باید بخونیمش. که به نظرم زیاد کاربردی نیست.

نگاه کردن یعنی نگاه کردن. به همین سادگی. و اگه می خواهید آموزش درست نگاه کردن رو هم ببینید، می تونید برید سراغ همین فیلم کوتاه.

مسیر هنر و خلاقیت

سلام

نقل قولی یک پاراگرافی را در فضای وب خوانده بودم. اصلا نمی دانستم که آیرا گلس که متن از او نقل شده بود کیست. فقط به قدری امیدوار کننده و جذاب بود که متن را کپی کردم و آن را روی دسکتاپم ذخیره کردم. گفتم بد نیست که ترجمه اش کنم و آن را برایتان بفرستم. نقل قول به زبان محاوره است و من در برگردان فارسی، این لحن را از آن گرفتم.

هیچ کس این حرف ها را به افرادی که در آغاز کار هنری هستند، نمی زند. آرزو می کردم که یک نفر این حرف ها را به من زده بود. همه ما به دلیل اینکه سلیقه و دیدگاه خوبی داریم، وارد این مسیر می شویم. اما یک فاصله ای وجود دارد. یک خلا. دو سال اول که شروع می کنید به خلق کردن، نتیجه کار به اندازه کافی خوب نیست. به نظر می رسد که قرار هست بهتر بشود، ظرفیت دارد، اما در نهایت خوب نیست. اما سلیقه شما، چیزی که از همان اول باعث شد وارد این بازی بشوید، هنوز هم به نظر عالی می رسد. و همین سلیقه شما است که باعث می شود نظرتان نسبت به کاری که انجام داده اید (هنری که خلق کردید) خوب نباشد. خیلی از مردم نمی توانند از این فاز فکری عبور کنند و انصراف می دهند. بیشتر افرادی که از نزدیک آنها را می شناسم و کار خلاقانه انجام می دهند، سال ها دارند با این مسایل دست و پنجه نرم می کنند. ما خودمان هم می دانیم که کار ما هنوز آن جذابیت خاصی که به دنبالش هستیم را ندارد. همه ما این مشکلات را داشتیم و داریم. و اگر شما هم به تازگی وارد مسیر خلاقانه شدید، حتما در همان فاز اول هستید. اما بدانید که این اتفاقات خیلی معمولی است و تنها کار مهمی که شما در این فاز باید انجام بدهید، زیاد کار انجام دادن است!  برای خودتان یک زمانی را مشخص کنید و مثلا هفته ای یک بار نوشتن یک داستان کوتاه را به سرانجام برسانید. فقط با انجام تعداد زیادی کار است که می توانید آن خلا را بپوشانید. و در نهایت، کار شما به حد و اندازه ای که آرزویش را داشتید می رسد. پیمون این مسیر برای خود من خیلی بیشتر از افراد دیگر طول کشید. بالاخره باید در نظر بگیرید که دوره ای زمان بر است و این زمان بُردن، کاملا طبیعی است. شما فقط باید بیشتر مبارزه کنید و همین طور ادامه بدهید.

پی نوشت:  آیرا گلس یکی از گوینده ها و مجری های به نام امریکایی است.