نوشتن روی کاغذ

اصولا باید عذاب وجدان بگیرم که بیشتر نوشته هام رو اول رو کاغذ می نویسم. ( عذاب وجدان به خاطر درختان )

ولی خب متاسفانه چاره ای ندارم. ترجیح می دم با این عذاب وجدان و گناه بسازم و بسوزم تا اینکه نتونم بنویسم. حتی نوشته های وب رو هم اول باید روی کاغذ نوشته باشم و باهاشون به اصطلاح خوب بازی کرده باشم. هر چند برای نوشتن یه متن کوتاه داخل همین وبگاه میتونم بنشینم و مستقیم تایپ کنم. زیاد سخت نیست. ولی برای نوشتن نمیشنامه ، فیلم نامه یا کلا مسائل فکری که هجوم میارن بهم ، فقط و فقط باید روی کاغذ بنویسم. هیچ دلیل خاصی نداره و نمی خوام شعار بدم که کاغذ باعث میشه استعداد ها شکوفا بشه و یا نوستالوژی داشته باشم ، نه ، فقط و فقط این ارگانیسمی که اسمش هست مجید با کاغذ راحت تره! خوش به حال اونهایی که به راحتی افکار و ایده هاشون رو مستقیم تایپ می کنن. جدی میگم.

نکته اینکه دارم تایپ ۱۰ انگشتی یاد می گیرم. روزی ۲۵ دقیقه تمرین می کنم و تا الان خیلی راضی هستم از پیشرفتم! شاید تایپم تند تر بشه خود به خود کاغذ رو رها کنم ( هر چند بعید بدونم )