معرفی کتاب فارنهایت ۴۵۱

سلام دوست عزیز

این کتاب را برای بار دوم خواندم. کتاب خوب را باید و باید و باید بیشتر از یک بار خواند.

و فارنهایت ۴۵۱ یک کتاب خوب است.

کتاب های داستانی درباره هشدار آینده ی بشریت یکی از ساب ژانرهای محبوب است. چه ادبیات و چه سینما. معروف ترین هم که حتما خودت می دانی، ۱۹۸۴ جرج اورول. بعضی از این آثار خیلی منطقی نوشته شده اند و بعضی هم خیلی خودخواهانه. یعنی نویسنده طوری ژست پیامبری پیشگو گرفته که آدم را تا مرز نفرت از این سبک داستان ها می برد!

کتاب های مورد علاقه من درباره این سبک داستانی،  همین فارنهایت ۴۵۱ است و یکی هم کشور آخرین ها اثر پل استر.

فارنهایت درباره زمانی است که آتش نشان ها کارشان خاموش کردن آتش نیست و برعکس، وظیفه اصلی آنها این است که هر چه کتاب در شهر وجود دارد را بسوزانند.

البته تصور داستان علمی تخیلی عجیبی نداشته باش. زیاد از ماشین های پرنده خبری نیست و تفنگ های لیزری هم نداریم. بیشتر درباره فاجعه ای است به نام کتاب نخواندن و این منجر می شود به بی حسی مزمن افراد داستان. رمان آن چنان بلند نیست. ولی نثر هم تصور نکن که خیلی صاف و ساده است. در مقدمه مترجم خواندم که ری بردبری نوشته اش حالت شعر داشت و هنگام ترجمه کار را سخت کرده بود. و انصافا ترجمه ای که من خواندم هم حس یک نثر خوب را داشت و هم جاهایی آن طعم شعری که می گفت هم رعایت شده بود. خلاصه دل نشین است و دوست داری بدانی بالاخره این شخصیت اصلی قرار است مسیرش به کجا ختم شود.

توصیف هایی که در کتاب از آینده و مردم کرده است،  بسیار شبیه به امروز ما است. فقط در این جا ما هنوز کتاب را نمی سوزانیم، ولی با توجه به نخواندن کتاب و تیراژ های ۵۰۰ تایی که تازه همه شان هم فروش نمی رود، تقریبا هیچ فرقی با سوزاندن کتاب ها نداریم.

من عاشق داستان هایی هستم که درباره خود فعل کتاب خواندن باشد. اگر خوب نوشته و پرداخته شده باشد، شاید باعث شود که فردی که اهل کتاب نیست هم بالاخره کنجکاو شود که این شی جادویی که فقط از کاغذ و جوهر تشکیل شده است، رازش چیست.

و فارنهایت ۴۵۱ هم از آن آثار است که شاید افرادی را بیشتر به سمت کتاب خواندن سوق بدهد.

حتما بخوانش و نظرت را برایم بفرست.

پی نوشت

فرانسوا تروفو در سال ۱۹۶۶ یک نسخه سینمایی از این کتاب ساخته است. ولی به جز تک سکانس هایی، به نظرم با گذشت زمان نتوانسته جلو بیاید و بازسازی دوباره از این داستان فکر خوبی بود که توسط شبکه HBO انجام شده است. کارگردان فیلم، یک ایرانی به نام رامین بحرانی است و فیلم نامه اقتباسی را به همراه امیر نادری که حتما با فیلم عالی دونده او را می شناسی، نوشته است. و با توجه به بازی مایکل شانون و مایکل بی جوردن، قطعا فیلم دیدن دارد. ( آخرین تریلر نسخه سینمایی را از این جا ببین و کتاب را هم می توانی از این جا تهیه کنی)

قربانت، مجید.