Halloween – هالووین

هالووین جدید آمده است و در یک حرکت جالب تمامی ادامه های فیلم اصلی را نادیده گرفته و خودش را شماره دوم رسمی فرض کرده است. احتمالا ما هم باید این کار را بکنیم چون خود جان کارپنتر (کارگردان نسخه اصلی) هم آمده – با همراهی فرزندانش – موسیقی متن جدیدی را برای این فیلم ساخته است، یعنی با این کار یک جورهایی تایید کرده است که بله، این نسخه مورد علاقه من هم هست.

من امسال منتظر چند فیلم در ژانر ترس بودم. یکی نسخه جدید غارتگر بود که شین بلک ساخته است و یکی هم همین هالووین. هر چقدر از غارتگر ناامید شدم از هالووین جدید خوشم آمد. من حتی می گویم از نسخه اصلی جان کارپنتر، در مواردی، بهتر است. به نظرم هالووین جزو بهترین کارهای کارپنتر نیست – شاهکارش The Thing است و کارهای دیگر مثل مه یا فرار از نیویورک و یورش به کلانتری ۱۳ از آثار مورد علاقه ام هستند. هالووین کارپنتر را برای بار دوم دقیقا قبل از دیدن نسخه جدید، مرور کردم. دیالوگ های نسخه اصلی فاجعه است. بازی ها ضعیف است. شخصیت دکتر لومیس که مثلا یک روان شناس است واقعا خنده دار است.

اما فیلم جدید این مشکلات را ندارد. بازی های روان. دیالوگ های خوب. حتی دکتر روان شناس جدید هم خیلی جالب تر از دکتر لومیس در آمده است.

اما هالووین کارپنتر یک چیز مهم دارد و آن هم فضا سازی است. که فیلم جدید این را ندارد. تنها فضاسازی درستی که در نسخه جدید دیدم همان مقدمه فیلم و در تیمارستان است که مایکل مایرز را در آن نگه داشته اند، بقیه فیلم فقط خوش ساخت و استاندارد است. همین.

اما کارپنتر با دوربین هفتاد میلی متری اش کاری کرده که فضا و مکان و جغرافیا را از آن دنیای هالووین شده است. این دوربین های هفتاد میلی متری که تارانتینو هم با افتخار و با سر و صدای زیاد از آن برای فیلم برداری هشت نفرت انگیز استفاده کرد، فضای بیشتری را برای قاب بندی پوشش می دهند. اما فقط از زوم خبری نیست و تنها راه چاره این است که دوربین را نزدیک به بازیگر یا آن چیزی ببرند که می خواهند به لنز نزدیک باشد. ولی عجیب که این دوربین ها فضا ساز است.

در هالووین جدید دوربین دیجیتال است. نماها حرفه ای است. زوم های جذاب داریم و غیره. ولی هیچ کدام باعث شکل گیری جغرافیای جادویی نسخه کارپنتر نشده است.

البته فکر نکنید فضا سازی یعنی دوربین هفتاد میلی متری! و اگر نه دیوید فینچر چند سال است که فیلم هایش را دیجیتال می گیرد و اتفاقا استاد فضاسازی است. تجربه کارگردان در این مسایل حرف اول را می زند. دیوید گوردون گرین که نسخه جدید هالووین را ساخته است اصلا تا به حال کار ترسناک نساخته بود و فکر کنید برای اولین کار در این ژانر رفته ای سراغ یکی از معروف ترین این آثار، احتمالا گرین با احتیاط زیاد به ساخت فیلم نزدیک شده است و ترجیح داده که در ساخت، ریسک کمتری انجام دهد. چون همین که تمامی ادامه های قبلی را نادیده بگیری و برای هالووین یک شماره دوم جدید بسازی خودش ریسک بسیار بزرگی به حساب می آمد.

The Beguiled – فریب خورده ( نسخه ۱۹۷۱ و ۲۰۱۷ )

بازسازی بعضی فیلم ها واقعا ایرادی نداره. چطور یک نمایشنامه بارها و بارها با دید مختلف تکرار میشه اما فیلم ها نمی تونن ؟ غر زدن های بیهوده که ایده اصیل وجود نداره و این حرفها رو هم بندازید دور. ایده اصیل هیچ وقت وجود نداشته و همه چیز تکرار به حساب میاد.

از این حرفها که بگذریم . بازسازی فریب خورده از لحاظ تصویر زیباست. بازی های خیلی خوبی داره. اما بهترین مثالی که می تونم بزنم اینه که فرض کنید نسخه اصلی سال ۱۹۷۱ ( ساخته دان سیگل با بازی کلینت ایستوود ) در سینما پخش شده و نسخه بازسازی در صدا و سیما! به قدری فیلم جدید ( به کارگردانی سوفیا کاپولا ) خودسانسوری داره و ترسو هست که واقعا نمی دونم چی باید بگم. من از دیدن فیلم اصلی حیرت کردم ، از جرات و جسارتش در خیلی مسائل. چیزهایی که تازه تلویزیون کابلی آمریکا به خودش اجازه داده که  بهشون بپردازه و سینمای الان که واقعا بزدل تر از این حرفاست و دست امثال کاپولا و غیره نیست. فضای حاکم بر هالیوود و رسانه هایی که مثل گرگ بالا سرش وایستادن از این بهتر نمیشه. (سینمای کره جنوبی در حال حاضر شجاعانه ترین روایت ها رو داره و منظورم از شجاع بودن یعنی عبور از خط قرمز های اجتماعی )

جایی خوندم که سوفیا کاپولا گفته با یک دید جدید سراغ کتاب اصلی رفته ( که فیلم ها از روی اون اقتباس شدن )  و می خواسته این بار از دید زن ها داستان رو روایت کنه. خب من حقیقتش هیچ چیزی متوجه نشدم. جز اینکه شخصیت مرد داستان رو خیلی مهربون تر نشون داده و با یک فیلم کاملا ضد زن طرف هستیم. و اینکه حذف شخصیت زن سیاه پوست داستان هم اتفاقا به ضرر فیلم تموم شده. به کاپولا بابت حذف این شخصیت انتقاد شده بود و جواب داده که به خاطر اهمیت و حساسیت موضوع برده داری ، نمی خواسته خیلی سر سری از این شخصیت بگذره تا داستان اصلی فیلم رو تعریف کنه ، برای همین ترجیح داده که شخصیت سیاه پوست رو حذف کنه. در حالی که اون زن در فیلم اصلی عاقل ترین و قوی ترین بود بین بقیه خانم های سفید پوست. در هر صورت ، فریب خورده نسخه قدیم یکی از فمینیستی ترین فیلم هایی بود که دیدم و نسخه جدید بالعکس. البته من از کلمه فمینیست بدم میاد و خیلی شعاری هست. شاید بهتره بگم یک فیلم کامل با شخصیت های زن درجه یک و پیچیده. در صورتی که در فیلم جدید ، زن ها به شدت منفعل هستن و در آخر هم بیشتر شبیه به دیوانه هایی میشن که مرد رو به زور تو چنگ خودشون گرفتار کردن.

از لحاظ فیلم نامه هم . خب این داستان بیشتر روی شخصیت ها زوم هست که در نسخه جدید به هیچ عنوان چنین چیزی رو حس نمی کنیم. به شدت مبهم و خالی. هیچ شیمی بین این شخصیت ها نیست، حالا هر چه قدر هم که تیم بازیگری قوی باشه.

برای اونهایی که دنبال فیلم سازی هستن دیدن نسخه های قدیمی و جدید فیلم ها خیلی کمک میکنه. تنوع دید کارگردان های مختلف. انتخاب نماها. پرداخت متفاوت فیلم نامه و غیره. و این نکته رو باید در نظر گرفت که فیلم جدید از بابت هایی به زندگی واقعی نزدیک تر هست. مثلا اگر اتفاقاتی که در داستان می افته رو بخواهیم واقعی فرض کنیم ، فیلمی که سوفیا کاپولا ساخته منطقی تر به نظر میاد ، در صورتی که میزان شارلاتان بازی شخصیت مرد داستان در نسخه اصلی بیش از حد سینمایی و نمایشی هست. واکنش های شخصیت های زن داستان همینطور. اما همین مسائل هست که فیلم ها رو از دنیای واقعی جدا می کنه و سینما به خاطر بعضی از اغراق ها و افراط ها هست که جذاب میشه.

فریب خورده سال ۱۹۷۰ یک فیلم درجه یک سرگرم کننده خوب هست و نسخه ۲۰۱۷ یک فیلم معمولی که می تونست خیلی بهتر از این حرفها باشه. دیدن هر دو نسخه هم واقعا ارزش دیدن رو داره . مخصوصا پیشنهاد من اینه که اول فیلم جدید رو ببینید بعد قدیمی. چون وقتی نسخه جدید رو بیینید فکر می کنید با یه داستان تخت و جاهای حوصله سر بر طرف هستید ، و وقتی فیلم قدیمی رو می بینید ، از میزان شجاعت فیلم در روایتش تعجب می کنید.