تحقیق کلاسیک!

برای عشق فیلم ها یک کانال خوب یوتیوب هست به اسم Every frame a painting. مدت زیادی بود که این کانال ویدیو جدیدی نذاشته بود. و منظورم از مدت زیاد فکر کنم یک سالی هست. تا اینکه چند روز پیش خالقان این کانال ( تونی زو ، تیلور راموس) مطلبی رو در سایت مدیوم گذاشتن و رسما اعلام کردن که کانال دیگر فعالیتی نخواهد داشت. این دو نفر می خواستن به عنوان آخرین ویدیو از روش کار و تهیه ویدیو ها توضیح بدن که وقت نکردن این کار رو انجام بدن و فقط متنی رو که برای کارشون آماده کرده بودن در اختیار بقیه قرار دادن.

خیلی صادقانه توضیح دادن که بعد از سه سال دیگه از ساختن این نوع ویدیو خسته شدن و دنبال کارهای دیگه ای رفتن. اما یک قسمت در متن هست که نظرم رو جلب کرد. در جایی درباره تحقیق کارهاشون صحبت کردن که درد دل خیلی ها از جمله خودم هم هست.

عکسی رو از کارهای باستر کیتون ( بازیگر فقید فیلم های کمدی صامت )گذاشتن و گفتن که به صورت آفلاین تحقیق کنید. برای هر کاری که می خواهید انجام بدین بهترین مقصد کتاب فروشی و کتاب خانه ست.

در متن اشاره کرده که درصد زیادی از مطالب در اینترنت تکراری هست و در سایت های مختلف تکرار شده، مخصوصا مطالب سینمایی. پس فقط بهتره برید سراغ تحقیق به شیوه کلاسیک. کتاب بخرید یا از کتاب خانه قرض بگیرید. از دوستان و آشنایانی که ممکنه کتاب بدردبخور درباره کاری که می خواهید انجام بدید داشته باشن، بپرسید. شاید یک کتاب نایاب پر از مطالب ریز و درشتی که در هیچ سایت اینترنتی نیست پیدا کنید.

خودم برای نوشتن یک نمایش نامه که شخصیت های واقعی داخلش هستن، اولین مقصدم  طبق معمول اینترنت بود، نه اینکه میخواستم از محیط آنلاین چیزی بردارم، فقط کنجکاو بودم ببینم چه مطالبی ازشون هست، و خب درست حدس زدید، یا مطلب مفیدی نبود یا اگر هم بود در حد نکات تکراری بود که بارها تکرار شده بود. اما وقتی رفتم سراغ کتاب های تاریخ سینما، و مستند هایی که درباره این شخصیت ها وجود داره رو دیدم. خیلی از ابهاماتم برطرف شد و کلی به روند نوشتنم کمک کرد.

جست و جو در گوگل و مقاله ای رو انتخاب کردن و پرینت گرفتن خیلی آسون هست. من کاری ندارم که شاید دانشجو باشید و یکی از استاد های مثلا با سواد شما گفته یک تحقیق مسخره از یک موضوع مسخره تر براش ببرید. اگر مطمئن هستید که اون تحقیق نه به درد دنیاتون می خوره و نه به درد آخرت! پس بهتره یک نوشته رو حاضر و آماده پرینت بگیرد و تحویل استادتون بدید. ( این مثال رو زدم چون دقیقا یکی از دوستان خودم که رشته ادبیات نمایشی می خونه، استادی از درس های عمومی، بهشون گفته درباره یک نوع از بیماری تحقیق کنن و براش مطلب ببرن! یاد دوران راهنمایی دبیرستان خودم افتاده بودم!)

اما اگر کاری رو دارید انجام میدید که بهش عشق دارید و نیاز به تحقیق بیشتر داره، پس خواهشا عجله رو کنار بزارید و مدتی رو بین صفحات کتاب های مرجع بگذرونید. احتمال زیاد جواب خیلی بهتری پیدا می کنید.

فرمین: موش کتاب خوان ( ماجراهای یک شهر نشین غربتی)

  • نویسنده: سم سوچ
  • مترجم: پوپه میثاقی
  • نشر: مرکز

……………..

  • دوستان عزیزم حتما این جمله معروف رو شنیدید که میگن کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکن. خب من توخالی تر از این حرفام و این کتاب رو فقط و فقط به خاطر جلد بامزه اش خریدم که دقیقا عین نسخه خارجی کتاب هم هست.
  • در نگاه اول به نظر میاد کتاب کودک هست. ولی نیست. هر چند تاثیر مترجم هم هست. چون در نسخه اصلی اسم کتاب فقط هست فرمین: ماجراهای یک شهر نشین غربتی، و مترجم برای شیرفهم کردن بیشتر خواننده؛ موش کتاب خوان رو هم اضافه کرده. در کل بگم که درسته شخصیت اصلی موش هست و داستان هم خود به خود کمدی میشه، اما هر چقدر که میریم جلوتر، فضا فلسفی تر و تاریک تر میشه. جوری که اواخر کتاب به این نتیجه رسیده بودم که یکی از ناامید کننده و تلخ ترین داستان هایی هست که خوندم!
  • حالا خوبه یا بد یا معمولی؟ دقیق نمی تونم بگم. اما قطعا بد نیست. خیلی روان جلو میره و سرگرم می کنه. ارزش خوندن رو هم داره. داستان پرش نداره. نویسنده ذهن پریشانش رو برای ما به اشتراک نذاشته و کتاب های معاصری که می خونم ( مخصوصا از نویسنده های وطنی) پر از پرش مغزی هست. خوشبختانه اثر صاف و صادقی هست.
  • یک مسئله دیگه رو هم باید در نظر بگیرید که این کتاب برای کتاب خوان ها جذاب تره تا اونایی که کتاب نمی خونن. مثل فیلم هایی که به سینما ادای دین می کنن و اهلش باشید از تک تک فریم ها لذت می برید، این اثر هم همین طور هست. اما شاید یک مزیت بزرگ هم داشته باشه که بعضی ها رو به سمت کتاب خوانی هل بده. یعنی از هر دو طرف سود دهنده ست.
  • من عاشق آثاری هستم که داخلش با کتاب سر و کار باشه. در رمان ها، فیلم ها، بازی ها، انیمیشن ها و سریال ها. مثلا شخصیتی که زیاد فیلم ببینه ( مثل خودم) اون قدر جذاب نیست تا شخصیتی که ببینم در سکانسی در حال کتاب خواندن هست. فرم هنری مورد علاقه من سینما هست اما کتاب رو جدا از همه این ها می دونم. نه میشه گفت هنر هست نه میشه گفت نیست. یک شئ افسانه ای یا جادویی هست. و در موش کتاب خوان با کلی کتاب و یک کتاب فروشی سر و کار داریم. همین هست که جذابش کرده. ارجاع به کتاب در هر اثر خوبی باید باشه. هر چقدر بیشتر بهتر.

فقط یک رمان بلند

سه تا از کتابهای مورد علاقه من یه وجه اشتراک با هم دارن. نویسنده هاشون فقط یک رمان بلند نوشتن. اسکار وایلد فقید که زمان خودش هم خیلی بدنام بود ( هنوز هم هست ؟! ) فقط تصویر دوریان گری رو نوشته. مرحوم ، استاد بهرام کاظمی هم تنها داستان بلندش ملکوت هست و پاتریک زوسکیند هم فقط رمان عطر : داستان یک قاتل. پاتریک زوسکیند هنوز در قید حیات هست و ممکنه داستانی بلند منتشر کنه ( رمان کبوتر از همین نویسنده هم منتشر شده که کوتاه به حساب میاد ) در کل فقط برام جالبه که یه نویسنده برای موندگار شدن حتما نیازی نیست ده ها اثر شاهکار خلق کنه. گاهی فقط با یک داستان هم میشه دنیاهایی ( بیشتر درونی ، شاید هم بیرونی ! ) رو تغییر داد. حالا چرا این سه کتاب مورد علاقه من هستن ؟ وقتی میگم مورد علاقم ، صرفا یک کتاب دوست داشتنی و حتی بالینی هم نیست. اینها خود زندگی هستن برای من. من فکر کنم عطر رو ۵ بار کامل تا به حال خوندم و بارها هم پاراگراف هاییش رو مرور کردم. وقتی خیلی اتفاقی یه نسخه از ملکوت رو کنار خیابون دیدم و سریع خریدمش ، مدتی گذاشتمش کنار ، اصلا فکر نمی کردم از کتاب خوشم بیاد ، صرفا چون تو فیلم اژدها وارد می شود مانی حقیقی خیلی جذاب بهش ادای دین شده بود، کنجکاو به خوندنش شدم. و بعد از چند ماه وقتی کتاب رو باز کردم و شروع به خوندن کردم ، انگار یه فیلم رو داشتم میدیدم ، تک تک صفحات کتاب برام به راحتی تصویر می شد. ملکوت رو تا الان فقط یک بار خوندم و تصمیم دارم ماهی یک بار کتاب رو بخونم. با کتاب ملکوت میشه تمرکز و مدی تیشن کرد! و تصویر دوریان گری که باز هم به لطف دیدن سریال پنی دردفول با شخصیت دوریان بیشتر آشنا شدم و می خواستم بدونم منبع اصلی ، این شخصیت پیچیده رو چطور خلق کرده. کتاب البته بیشتر به نظرم یه شخصیت اصلی دیگه داره که فعلا فرصت نیست دربارش بگم. این کتاب خیلی مهم تر از این حرفاست که صرفا تو حاشیه یک پست ازش بنویسم. از هر سه اینها داستان کوتاه هایی خوندم و خب هیچ کدوم به پای کار بلندشون – حداقل برای من – نرسیده.