آموزه های ری بردبری – ۱

این نویسنده در ایران زیاد شناخته شده نیست. البته داستان های کوتاهی ازش ترجمه شده و همینطور رمان معروفش، فارنهایت ۴۵۱ . وبلاگ یک پزشک هم انصافا در معرفی این نویسنده و کارهاش کم نذاشته.

اما من بیشتر در قسمت آموزه ها می خوام مستقیم به خود نوشتن و نویسندگی بردبری ارجاع بدم. حرف هایی که ایشون درباره نوشتن زده خیلی دل نشین هست. مثل یک استاد دل سوز، نصیحت گل درشتی هم نمی کنه، اما خود به خود وقتی حرف هاش رو می خونی میبینی که چقدر نوشتن لذت بخش کار مفید و لذت بخشی هست. و وقتی هم میگم نوشتن، منظور نوشتن رمان نیست. کلا یعنی وقتی که تصمیم می گیری خودکار یا مداد رو برداری و روی کاغذ از هر چی دلت می خواد بنویسی ( و شاید هم دلت خواست تایپ کنی )

آثار کلیدی

  • سمت هر کاری که می خواهید برید، البته بیشتر منظورم سینما و ادبیات و کتاب و به طور کلی هنر هستش. بهتره که یک سری آثار کلیدی رو برای خودتون مشخص کنید. منظورم کتاب های آموزشی نیست. اگر دوست دارید فیلم نامه نویسی رو امتحان کنید یا کارگردانی، شاید بهتر باشه دو یا سه تا فیلم نامه رو انتخاب کنید و مدت زیادی از روی اون ها رو نویسی کنید. بارها بخونیدشون تا حفظ بشید و فیلم نامه رو با نما به نمای فیلم ها مقایسه کنید. از بین کارهای ایرانی، با درباره الی این تجربه رو دارم و فیلم نامه های کلیدی خارجی هم که باهاشون درگیرم روانی و هشت نفرت انگیز هست. ممکنه نظر هر کی هم فرق کنه و قرار نیست فیلم و اثر خاصی باشه. فقط ببینید خودتون چی رو می پسندید.
  • کتاب و نقاشی و موسیقی و هر کار دیگه ای هم به نظرم بهتره که با یک سری آثار کلیدی یاد گرفته بشه. البته معنی این حرفم نیست که سراغ اثر دیگه ای نرید. تا می تونید بخونید و ببینید. چون با هر اثری ناخودآگاه آموزش می بینید، اما برای کار آگاهانه بهتره که الکی ذهنتون رو شلوغ نکنید و به یکی دو اثر بچسبید و مدت ها باهاش کار کنید.

کاغذ های کوچک

 

بهانه برای ننوشتن خیلی زیاده. من خودم یکی از اساتید این حوزه ( مدیریت و برنامه ریزی برای ننوشتن ! ) هستم. یک سری راهکارها هم هست که این مشکل برطرف بشه و خیلی کوتاه روشی که خیلی به درد خودم خورده رو بهتون میگم.

نوشتن روی کاغذ های کوچک ( نصف برگه A4 )

چه خاطره. چه تمرین ، دست نویس ،رمان ، فیلم نامه و نمایش نامه.

نوشتن  روی  این قطع برگ عجیب باعث میشه تنبلی رو کنار بزارم. البته این بیشتر به درد اون هایی می خوره مثل من که نوشتن روی کاغذ رو دوست دارن. هزینه زیادی هم نداره. حتما نباید کاغذ گرون قیمت خرید. کاغذهای کاهی آماده هم هست که خیلی ارزون هم هست.

این رو البته مستقیم جایی نخوندم و از روشی مدیریتی به اسم کایزن برداشت کردم ( کلمه ژاپنی است. به معنی تغییر خوب است )

برای هر فردی راه حلی برای بهتر و راحت تر انجام دادن کار وجود داره و تا به حال که کایزن برای من کارآمد ترین بوده.

نوشتن روی کاغذ

اصولا باید عذاب وجدان بگیرم که بیشتر نوشته هام رو اول رو کاغذ می نویسم. ( عذاب وجدان به خاطر درختان )

ولی خب متاسفانه چاره ای ندارم. ترجیح می دم با این عذاب وجدان و گناه بسازم و بسوزم تا اینکه نتونم بنویسم. حتی نوشته های وب رو هم اول باید روی کاغذ نوشته باشم و باهاشون به اصطلاح خوب بازی کرده باشم. هر چند برای نوشتن یه متن کوتاه داخل همین وبگاه میتونم بنشینم و مستقیم تایپ کنم. زیاد سخت نیست. ولی برای نوشتن نمیشنامه ، فیلم نامه یا کلا مسائل فکری که هجوم میارن بهم ، فقط و فقط باید روی کاغذ بنویسم. هیچ دلیل خاصی نداره و نمی خوام شعار بدم که کاغذ باعث میشه استعداد ها شکوفا بشه و یا نوستالوژی داشته باشم ، نه ، فقط و فقط این ارگانیسمی که اسمش هست مجید با کاغذ راحت تره! خوش به حال اونهایی که به راحتی افکار و ایده هاشون رو مستقیم تایپ می کنن. جدی میگم.

نکته اینکه دارم تایپ ۱۰ انگشتی یاد می گیرم. روزی ۲۵ دقیقه تمرین می کنم و تا الان خیلی راضی هستم از پیشرفتم! شاید تایپم تند تر بشه خود به خود کاغذ رو رها کنم ( هر چند بعید بدونم )