معرفی مریلین مونرو

Rate this post

مقدمه این پست را می توانید از لینک زیر بخوانید.

نمایش نامه سینما

…………………………………………………….

تولد: اول ژوئن ۱۹۲۶٫ وفات: ۵ آگوست ۱۹۶۲

(تنها ۳۶ سال عمر کرد اما در همین مدت کم تاثیری گذاشت که کمتر بازیگری قادر است)

۱_ حتما می دانید نام اصلی اش نورما جین مورتنسن است. شو بیزینس که می گویند همین است، چنان نام صحنه ای برایت انتخاب می کنند یا خودت انتخاب می کنی که اصلا نام اصلی ات به نظر دست و پا گیر می رسد. بگذریم… مریلین دوران کودکی سختی را گذراند. اصلا نمی دانست پدرش کیست و در رویاهایش تصور می کرد که بازیگر معروف آن دوره یعنی کلارگ گیبل پدرش است. یک خواهر ناتنی داشت که رابطه زیادی نداشتند. بیشتر در یتیم خانه بزرگ شد تا در خانه. گویا در یازده سالگی به او تجاوز شد و همان طور که می بینید زندگی دوران کودکی اش اصلا مثل قصه های خوش رنگ و لعاب نیست و اگر به چیزی در سینما رسید، حسابی برایش جنگید و تلاش کرد.

۲_ سه بار ازدواج کرد که به نظرم سومی اش از همه مهم تر است. آرتور میلر نمایش نامه نویس.

۳_ دوباره برگردیم به تغییر نامش که اصلا چه شد این طور شد. سال ۱۹۴۶ برایش سرنوشت ساز بود. تغییرات مهمی در زندگی اش رخ داد. از اولین شوهرش جدا شد و همان موقع هم اولین قرارداد بازی در فیلمی بلند را امضا کرد. بعد از همین امضا بود که نامش را به مرلین مونرو تغییر داد و موهایش را بلوند کرد. البته با اولین کارش نتوانست نامی برای خودش دست و پا کند. این ماجراها برای چند سال بعد بود.

۴_ نقش کوچکی در فیلم جنگل آسفالت جان هیوستون عزیز به دست آورد و همان نقش هم باعث شد نامش بین اهالی سینما بچرخد. بعد هم با نقشش در فیلم همه چیز درباره ایو سر و صدایی کرد و به زودی تبدیل شد به مشهورترین بازیگر زن هالیوود. البته آن موقع او را به عنوان بازیگر قبول نداشتند و مسخره اش می کردند که فقط قیافه دارد و استدیو ها به خاطر مسائل دیگری برایش سر و دست می شکنند. که البته مونرو با جوایزی که بعدا دریافت کرد و فروش فیلم هایش دهان منتقد ها و حسودانش را بست.

۵_ مریلین در آن دوره معروف شده بود به نماد جنسی و خودش هم اصلا از این وضعیت راضی نبود. خنده هایش جلوی دوربین و جلوی جمع خیلی مواقع مصنوعی بود. خودش می گفت وقتی از درون آدم خسته و زخم خورده و گیج و منگی باشی خیلی سخت است که بتوانی الگویی باشی که بیش از حد جلوی چشم دیگران است.

۶_ عزت نفس بسیار پایینی داشت. قبل از فرورفتن در نقش حسابی هیجان زده می شد و استرس بیش از حدی می گرفت که بیشتر شبیه به یک بیماری بود. به طوری که مواقعی بدن درد می گرفت و اصلا نمی توانست جلوی دوربین حاضر شود. همین مسائل بود که پشت صحنه خیلی از کارهایش را پر از حاشیه کرد. بیلی وایلدر بزرگ درباره اش خیلی حرف ها زده است که همزمان حس می کنید هم با کار کردن با مونرو لذت می برد و هم از دستش آسی شده بود.

۷_ مدتی از نقش  زن های فقط خوشگل فاصله گرفت. به نیویورک نقل مکان کرد و در کلاس های لی استراسبرگ ثبت نام کرد و دوباره آموزش دید و بعد هم با همین تجربه جدیدش رفت در فیلم ایستگاه اتوبوس(۱۹۵۶) بازی کرد و مورد تمجید قرار گرفت.

۸_ یک فیلم خیلی خوبی هست به نام هفته من با مریلین. کار در سال ۲۰۱۱ ساخته شده است و میشل ویلیامز در نقش مریلین می درخشد. اگر می خواهید گوشه ای از زندگی مونرو را ببینید دیدن این کار را پیشنهاد می کنم. داستان برای زمانی است که او در سال ۱۹۵۷ به انگلستان رفت تا در فیلم لارنس اولیویر بازی کند. پشت صحنه آن فیلم هم پر از حاشیه بود که همه این ها به خوبی در فیلم به نمایش داده شده است.

۸٫۵_ من مخصوصا از فیلم معروف بعضی ها داغش رو دوست دارن عبور می کنم! فکر کنم معروف ترین کار مونرو باشد که خیلی هم فیلم خوش ساخت و تاریخ سازی است. اگر این فیلم را ندیده اید یا اسمش به گوشتان نخورده اصلا چرا دارید وقتتان را با خواندن این متن هدر می دهید؟!

۹_ آخریش فیلمش میسفیتز بود. که البته فروش چندانی نکرد و کار شکست خورده به حساب می آمد.

۱۰_ هنگامی که جنازه اش در خانه اش در لس آنجلس پیدا شد دنیا به هم ریخت. کنار تختش بسته قرص پیدا کرده بودند. مرگش مرموز بود و خیلی ها اعتقاد داشتند که وی را به قتل رسانده اند. (چون با کندی ها در ارتباط بود) اما به هر صورت مدرک کالبد شکافی اش می گفت که وی اوردوز کرده است.

۱۱_ ثروت زیادی از خودش به جا نگذاشت. برعکس چیزی که شاید تصور کنید، اواخر عمرش بود که صاحب خانه شد. یکی از چیزهایی که از او به جا ماند و خود مونرو هم حسابی دوستش داشت دست نوشته ای به خط آلبرت انیشتن بود که نوشته بود: برای مرلین، با احترام و عشق و قدردانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *