معیوب/ Basket Case

من کوچیک که بودم و فیلمای خونگی درست می کردم، برای تیتراژ پایانی می رفتم و از یه فیلم خارجی، اسامی نهایی رو جدا می کردم و به ته فیلم خودم می چسبوندم که مثلا بگم بله، ما هم عواملی داشتیم!

حالا خوندم که فیلم معیوب هم گویا عوامل پشت صحنه اش به قدری کم بودن که کلی اسم از خودشون اختراع کردن و اونا رو به عنوان عوامل ساخت در تیتراژ پایانش جا زدن.

خندم گرفته بود. با خودم می گفتم که پس از همون دوران کودکی روحیه کالت و فیلم سازی ارزون (اما جا زدن به عنوان فیلم گرون!) در من وجود داشته و هنوز هم داره.

معیوب طبق تعریف رسمی که براش شده باید ترسناک باشه اما تقریبا همه چیز هست به جز فیلم ترسناک. نمی تونم لزوما بگم که از اون دست آثار خیلی بد و افتضاحه. چون اون قدر هم بد نیست. فیلم دوست داشتنیه و من هم از دیدنش لذت بردم. کاشف به عمل اومد که به جز من هم کلی طرفدار در سطح دنیا داره و اتفاقا نسخه دوم و سومی هم از فیلم ساخته شده . البته برای من دیدن همین فیلم اول کفایت می کنه. می دونید چرا؟ چون همون طور که درباره فیلم مردی از زمین مثال زدم، ساختن دنباله برای این تیپ آثار بیهوده ست. وقتی که این فیلم ها دارن تولید می شن، سازنده ها اصلا خبر ندارن که دارن چکار می کنن و چی می سازن.  مثل یه کودک. مثل خودم که کوچیک تر بودم و فیلم و انیمیشن می ساختم. اصلا نه از قوانین سینما و فیلم نامه نویسی سر در میُوردم و نه خیلی چیزها، اما فقط می ساختم. می رفتم جلو و ادامه می دادم. یعنی ناخودآگاه. یعنی با عشق و شور و حال. که خود به خود بعد از ساخته شدن فیلم و دیده شدنش توسط افرادی، این شور و حال به بعضی از تماشاگران هم منتقل می شه. (حالا ممکنه طرف می خواسته کمدی بسازه اما تبدیل میشه به یه فیلم جدی، می خواسته ترسناک بسازه اما تبدیل می شه به کمدی) خلاصه که همین ندونستن ها ست که به نظرم فرهنگ کالت رو ساخته و بهش قدرت داده. اما وقتی فیلم به هر نحو معجزه آسایی موفق می شه، ساختن دنباله دیگه تبدیل میشه به یه کار آگاهانه. دیگه سازنده ها فهمیدن که افرادی در این کره خاکی هستن که فیلمشون رو دوست دارن،  پس میرن و این بار با بودجه ای بیشتر و شاید عوامل فنی بهتر فیلم های دو و سه و غیره می سازن که هیچ وقت آن چنان موفق نمیشه. ( البته این وسط استثنا هم داریم. مثلا ادامه شب مردگان زنده جرج رومرو واقعا خوب بود. نسخه دوم فیلم کارمندان همین طور)

اما در بیشتر موارد، دیگه جادوی نسخه اول از بین رفته. خودآگاهی در بیشتر مواقع دشمن هر چیزیه، مخصوصا خلق هنر.

این فیلم تقریبا هیچ نکته فنی و مثبتی نداره. کات ها اشتباه ست. فیلم برداری شلخته ست. بازی ها آماتوره. هیولای فیلم خنده داره. داستان فیلم مضحکه. اما همه این ها دست به دست هم داده و این کار رو تبدیل کرده به فیلمی که می تونم بی هیچ دردسری دوستش داشته باشم! و این که محض خنده هم میشه دسته جمعی و با دوستان صمیمی دید (امتحان کنید. جدی میگم. دور هم جمع شدن و دیدن فیلم های ترسناک بد از دیدن خیلی شاهکار های سینما بیشتر کیف میده)

البته بذارید اون قدر هم کیفیت فیلم رو زیر سوال نبرم. در قسمت هایی از کار هست که وضعیت خیلی ناراحت کننده و اعصاب خرد کنی پیش میاد. دو قلو های بهم چسبیده که یکی از این قل ها ناقصه و فقط دست و کله داره و از بدن برادر سالمش جدا می شه و بعد از مدتی برادر سالمه میره و قل ناقص رو که زنده هم است بر می داره و در سبدی نگه می داره و با هم میرن تا انتقامشون رو از دکترهایی که باعث و بانی این عمل جراحی بودن بگیرن و اون ها رو تیکه پاره می کنن. پس می بینید که داستانش کاملا ناخوش احوال و مریضه. با این که این کله و دست ناقص خیلی خمیری و کارتونی به نظر میرسه ، اما واقعا یه جاهایی وسط فیلم آدم حس بدی می گرفت. حضور این موجود در عین خنده دار بودن، یک جورهایی چندش آور هم بود.

این فیلم رو می دیدم و با خودم می گفتم مجید تو دقیقا چرا این فیلم ها رو دوست داری و می بینیشون؟

و حقیقتش هنوز هم نمی دونم چرا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *