سفر به سرزمین زن های ماقبل تاریخ/ Voyage to the Planet of Prehistoric Women

Rate this post

نکته: این اثر یک فیلم بد است که در این لینک درباره شان توضیح کوچکی داده ام.

پیتر باگدانوویچ که بین فیلم دوستان ایرانی آن چنان معروف نیست، یکی از بهترین کارگردان های دهه هفتاد بود و هنوز هم اسم و رسمش پا برجاست. البته من این جا کاری به آثار شاخص او ندارم. ایشان یک فیلم ساخته است که خود به خود می رود جزو فیلم های (به قدری بد که تبدیل می شوند به فیلم خوب). سفر به سرزمین زن های ما قبل تاریخ به قدری افتضاح است که من عاشقش شدم!

گویا فیلم اول یک نسخه روسی داشته است که در سال ۱۹۶۲ ساخته شده است.  بعد در سال ۱۹۶۵ یک نسخه آمریکایی از آن ساخته می شود و دوباره در سال ۱۹۶۸ باگدانوییچ با نام مستعارِ (دِرک توماس) می آید و با چسباندن تکه های از فیلم قبلی و مقداری فیلم برداری جدید، چنین آشغال دوست داشتنی را خلق می کند.

من که می دانم هیچ کس نمی رود چنین چیزی را ببیند. داستانی هم که در کار نیست که من بخواهم آن را لو بدهم. پس بعضی قسمت های از فیلم که برایم جالب بود را با شما به اشتراک می گذارم.

این فیلم علمی تخیلی خیلی تلاش کرد که ترسناک باشد. اکشن باشد. عمیق باشد. پر مغز باشد. اوج ترسناک ترین نما هم این جا بود که شر بودن وضعیت موجود را داشت می رساند. من عاشق زوم شدن روی چشم ها هستم. سرجیو لئونه استادش بود.

یک طراحی صحنه ارزان اما عالی. در حد ۲۰۰۱ اودیسه فضایی.

این جا فضانوردان پا به سیاره جدید گذاشته اند و بیرون می روند تا تحقیقی انجام بدهند که در یک لحظه یک سری گودزیلاهای کوچک به اینها حمله می کنند. صحنه حمله کلا ۲ دقیقه هم نمی شود و فضانوردان به قدری خونسرد رفتار می کنند که هر جور بخواهیم حساب کنیم یک نوآوری محسوب می شود. و نمی دانم چرا خود به خود یاد قسمتی از آخرین فیلم بیگانه افتادم. در آن جا هم هیولاها از مه شروع کردند به فضاپیماها حمله کردن.

یک هیولای دیگر.

یک دل نه صد دل عاشق ماشین فضایی شخصیت های اصلی شدم.

یک رباتی در این فیلم هست به نام جان. بامزه است و توپولو. و اصلا کل فیلم تقریبا روی این می چرخد و سرنوشتش خیلی جالب می شود. این جا هم یاد ربات معروف سری جنگ ستارگان افتادم. یعنی سی تری پی او.

در نظر داشته باشید این فیلم ۹ سال قبل از جنگ ستارگان ساخته شده است. و باگدانوویچ و جرج لوکاس تقریبا هم دوره هستند. زمانی که جرج لوکاس جنگ ستارگان را ساخته بود و هنوز اکران نشده بود همه مسخره می کردند و می گفتند که فیلم مضحک است. حتما آن هایی که می خندیدند فیلم های مثل همین سرزمین زن های ما قبل تاریخ را در نظر داشتند و اقعا هم باید حق داد. ربات های این فیلم ها هر دو خنده دارند اما یکی از آن ها تبدیل شده است به یکی از آیکون های پول سازی در جهان. بیشتر وقت ها نمی توان تشخیص داد که فرق بین شکست و موفقیت کجاست.

یک هیولای دیگر! راستی. این سرزمین همان طور که از نامش هم پیداست. ما قبل تاریخ است و هیولاهایش هم دایناسورها هستند. یعنی یک جورهای پارک ژوراسیک در فضا.

گروه خانم هایی که ساکن این سیاره هستند و با تله پاتی با هم در ارتباطند هم من را یاد فیلم های مثل واندر وومن و ویکر من انداخت. منتها با پرداخت خیلی بدتر. می گویند ویکر من (نسخه بازسازی با بازی نیکلاس کیج) خیلی بد است. احتمالا این فیلم را ندیده اند و نمی دانند درباره چه حرف می زنند.

………………….

از این تیپ کارها بیشتر معرفی خواهم کرد. اصلا توصیه ای به دیدن این آثار نمی کنم. فقط دوست دارم که در بلاگم به این فیلم ها اشاره کنم. همان طور که بهترین شاهکار ها در ذهن من می ماند. بدترین فیلم ها هم همین طور هستند. تنها آثار متوسط است که از یادم می رود. همین چند روز پیش یک فیلمی دیدم. رتبه خوبی هم داشت. اما معمولی بود. یک ماه دیگر اصلا نمی دانم چه دیده بودم. اما این فیلم همیشه با من می ماند. چون همان طور که چند بار گفتم، هنگام دیدنش، از شدت بد بودن به من خوش گذشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *