جزیره سگ ها – Isle of Dogs

این انیمیشن یک جشنواره  رویایی و دیدنی برای چشم هاست. جزیره سگ ها شاید از لحاظ داستانی قوت زیادی نداشته باشد ولی تصویر به قدری حساب شده ساخته و پرداخته شده است که این جا داستان برای من اهمیت کمی پیدا می کند.

مسئله این است که بیشتر آثار آمریکایی در تصویر و قاب بندی و کات زدن و هر چه که فکرش را بکنید شبیه به هم شده اند و هر چند وقت یک بار دیدن این آثار باعث می شود لذت دوچندانی ببرم. انیمیشن قبلی وس اندرسون – آقای روباه شگفت انگیز- که آن هم با تکنیک دوست داشتنی و هنرمندانه استاپ موشن ساخته شده بود، داستان بهتری داشت چون از منبع ادبی خوبی اقتباس شده بود – رمانی از رولد دال نازنین.

اما از بابت قدرت تصویر پردازی، اندرسون در این کار از آثار پیشین خود هم فراتر رفته است. دیوانه بازی تصویری در این کارش غوغا می کند و از هتل بزرگ بوداپست هم چشم نواز تر است. به دیدن این آثار نیاز است چون حکم وزنه های سنگین تر برای عضله های مغز ما هستند. ما باید این آثار را ببینیم تا روحمان را تقویت کنیم. تا خلاقیت مان را بالا ببریم.

این انیمیشن کات های تند دارد. تدوین آن چیزی نیست که ما معمولا از یک انیمیشن معمول آمریکایی سراغ داریم. در لحظه هایی از کار که شخصیت ها ژاپنی صحبت می کنند، به جای زیرنویس، یک گزارش گر خانم همانند اخبار ظاهر می شود و کلام ژاپنی ها را ترجمه می کند.

مثلا همین یک نمونه از پرورش عضله خلاقیت است. ما عادت کرده ایم که در فیلم غیر انگلیسی زبان، اگر شخصیتی به زبانی دیگر صحبت کرد، پایین تصویر زیرنویس ببینیم. اما وس اندرسون کار دیگری انجام می دهد. کاری که ما انتظارش را نداریم و شاید هم در نگاه اول ما را به کل از حس فیلم جدا کند.

که ایرادی ندارد. کار هنر همین است. که از عادت کردن تو به یک چیز به خصوص بکاهد.

یا مثلا این نما را ببینید.

چشم من عادت کرده است که این سکانس را این طور ببینم که دوربین از سمت راست تصویر به آرامی به سمت چپ برود.اما در این جا شاهد هستیم که دوربین در حالی که حرکت می کند. به هر سگ کات می خورد. بماند که پس زمینه هر سگ هم رنگش متفاوت است و سپس در یک لانگ شات آخر همه شان را با هم می بینیم.

من تا به حال این شیوه کات زدن تصویر را در فیلمی به یاد ندارم که دیده باشم.

یا مثلا این صحنه که از دید سگ ها است و چون این مخلوقان زیبای خدا رنگ ها را تشخیص نمی دهند، به همین دلیل در این جا هم همه چیز سیاه و سفید شده است.

این ها یعنی هنر واقعی. این ها یعنی این که در سینما هیچ چیز قانون خاصی ندارد. هیچ حد و مرز و متر و معیاری وجود ندارد. بعضی ها می گویند که سینما فلان چیز است و تمام. سینما تبدیل به نقاشی نمی شود و غیره. که این حرف های ابلهانه را می توانید دور بیندازید. اگر بخواهند و بخواهیم، سینما و فیلم ها هم کمی از این فرم های ثابت و امتحان پس داده عبور خواهند کرد.

جزیره سگ ها یک هرج و مرج وس اندرسونی خوش رنگ و لعاب است و ارزش چند بار دیدن دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *