کتاب: کارآگاهان خونسرد

سلام دوست عزیز

کارآگاهان خونسرد را فقط به خاطر این خریدم که  مربوط به کتاب های قفسه سیاه نشر چشمه بود. و طبق چیزی که این انتشارات نوشته است، این قفسه مربوط می شود به ژانر پلیسی،جنایی و نوآر. و تصمیم هم گرفتم که از این دست داستان های ایرانی بیشتر بخوانم. باز می دانی که وضعیت ادبیات ما در ژانر نسبت به سینما بهتر است. البته زیاد هم گمراه نشو، ادبیات ایران آن چنان هم خاصیت ژانری ندارد. فقط به نسبت سینمایمان بهتر در آن تلاش شده است. ( که به نظر هم طبیعی است. چون در کتاب یک نویسنده داریم و یک ناشر. واسطه های فردی در تجارت کتاب خیلی کمتر از سینما است و سرانجام کار را ممکن تر می سازد) ولی مثلا من کتاب ترسناک ایرانی هیچ وقت نخوانده ام. یادم است مدتی که فیس بوک رواج داشت، فراخوانی داده شده بود و تعداد زیادی داستان های کوتاه ترسناک جمع آوری شده بود و قرار بود ادامه پیدا کند ولی به نتیجه خاصی نرسید. البته یادم می آید که در همان مجموعه تعدادی داستان کوتاه خوب ترسناک خواندم و کلا می شود امیدوار بود که بالاخره ما هم داستان های هیجان انگیز و وحشتناک خواندنی بنویسیم.

این کتاب کارآگاهان خونسرد در قطع جیبی است و سریع هم خوانده می شود. چون جذاب است. شخصیت های خوبی دارد. البته بیشتر می آید که اسم کتاب خلافکاران خونسرد باشد تا کارآگاهان. انصافا شخصیت پردازی خلاف کارهای داستان خیلی بهتر از پلیس ها بود.

کتاب، اول و وسط و پایان دارد. دچار بیماری حاد پیام اخلاقی نیست و اگر می گوییم شخصیت خاکستری، در این کتاب خوب ساخته و پرداخته شده است. البته این را در نظر بگیر که داستان خاصی را تعریف نمی کند. بیشتر یک دوره زمانی را مورد هدف قرار می دهد و همین دوره را به اندازه و بدور از حواشی اضافی تعریف می کند. یکی از خوبی ها این کتاب این است که پر گویی نمی کند. اگر قرار است مطلب فلسفی و درباره زندگی هم بگوید، این قدر خوب لا به لای کلمات پنهان کرده که اصلا متوجه اش نمی شوی.

پایان بندی اش هم واقعا جذاب و تاثیر گذار بود.

پشت جلد نوشته شده که دانیال حقیقی در رشته معماری تحصیل کرده است و خب، اگر چنین چیزی را هم ندانی و کتاب را بخوانی قطعا متوجه چنین چیزی می شوی. یعنی یا با خودت می گویی این نویسنده حتما معمار است یا علاقه بیش از حدی به معماری شهر دارد. چون با جزییات دقیقی بعضی قسمت های تهران را توصیف کرده که من شخصا کیف کردم. معمولا این کارها ممکن است خطرناک باشد و از کلیت کتاب بیرون بزند، یعنی این قدر بد و بیراهه نوشته شده باشد که فکر کنی ای کاش این اطلاعات به پاورقی یا انتهای کتاب منتقل می شد. اما خوش بختانه توصیف های دقیق از معماری شهر تهران در این کتاب، هم لذت بخش و جذاب است و هم آموزنده. اصلا یک بار دیگر می شود کتاب را برای آموزش تاریخ شهر خواند.

گفتم شهر، این یک داستان پلیسی شهری خوب است و یک الگوی بهتر برای فیلم نامه نویسی. و این نکته را هم در نظر داشته باش که این دزد و پلیس بازی های این کتاب، اصلا غربی و تقلیدی نیست. کاملا ایرانیزه شده. اما ایرانیزه درست. یعنی مثلا نیامده با فرش و قالی و چلوکباب و چهارتا فحش ناجور ایرانیزه کند. شخصیت ها خوب نوشته شده اند. و همین شخصیت های ایرانی در شهر تهران دارند گلیم خود را هر طور شده از آب بیرون می کشند. ایرانیزه کردن مسئله عجیب غریب و فضایی که نیست! الکی پیچیده اش می کنند و تبدیل می شود به داستان ها و فیلم های مصنوعی که خیلی هم زیاد است.  البته الان شاید سو تفاهم شود که مگر این کتاب برداشتی از داستانی خارجی است که می گویی ایرانیزه. نه. این را می گویم چون اصولا ژانر برای غربی هاست. ما هم درست که حوادث داریم، اما قبول کنیم که سبک زندگی تهران آن چنان اکشن پلیسی نیست. اکشن ما دعوا و ترافیک و زد و خورد ماشین ها و مسائل عُرفی  و پول است. و این که در این فضا بتوانی یک داستان پلیسی با تعقیب و گریز و فرار از زندان تعریف کنی، نفس این عمل ایرانیزه کردن ژانر است.

خب حرف هایم را به اندازه کافی نوشته ام، پس به نظرم  از صندلی ات بلند شو و برو لباست را بپوش. یا از سر کار داشتی بر می گشتی و خسته نبودی، کمی راهت را کج کن و از یک کتاب فروشی این کار را بخر و بخوانش و امیدوارم نظرت را برایم بنویسی.

قربانت. مجید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *