Assault on Precinct 13 – یورش به کلانتری ۱۳

Rate this post

سلام دوست عزیز

بعضی آثار از جان کارپنتر وجود دارد که معنای صحیح مستقل بودن یک کارگردان است. با توجه به مصاحبه هایی که از او خواندم و دیدم، او کارگردانی نیست که به راحتی به استدیوها باج بدهد و شاید به همین دلیل باشد که هیچ وقت رسمی جزو خودی ها محسوب نمی شد و این کارگردان های نسل بعد از او بودند که ارزش فیلم هایش را بیشتر و بهتر درک کردند( افرادی مثل تارانتینو، دل تورو، رودریگوئز) و نگذاشتند که زیر سیستم اسکانس زده هالیوود گم و گور شود.

فیلم یورش اصلا بازیگر شاخصی ندارد، حداقل من که تا به حال در آثار دیگر ندیدمشان. تو اگر فیلم خاصی دیدی و خوشت آمده حتما برایم بگو. به نظرم می رسد که همه شان در آن زمان آماتور بوده اند، ولی کارگردانی درست جان کارپنتر، تمام ضعف های فیلم را پوشانده است.

مهم تر این که چقدر این فیلم شجاعت دارد. بار اولی که این کار را دیدم فکر کنم سال ۱۳۹۳ بود. و وقتی دوباره رفتم سراغ دیدن اش، متوجه شدم که چقدر نکات ریز و لذت بخشی را فراموش کرده بودم. مثلا یک سکانس هولناک در فیلم وجود دارد که ترجیح می دهم برایت تعریفش نکنم. خودت ببینی کامل متوجه میشوی چون به قدری وحشتناک، دردناک و ناگهانی است که امکان ندارد بویی از انسانیت برده باشی و سر این صحنه ناراحت و شوکه نشوی. من دوباره سر همین سکانس سر جایم خشک شده بودم. اصلا در یادم نمانده بود و انگار داشتم برای بار اول یورش را می دیدم.

و به نظرت، این نشان دهنده ی یک فیلم خوب نیست؟ که وقتی دوباره رفتی سراغش، تو را از نو به هیجان بیاورد؟

یورش یک نسخه بازسازی دارد که در سال ۲۰۰۵ ساخته شده و اتفاقا بازیگران شاخصی هم در آن بازی می کنند. اما همان یک بار که دیدم برایم بس بود. دیگر نمی روم سراغش. نه این که بد باشد. بالاخره همان فیلم باعث شده بود که من بفهمم نسخه ی دیگری هم از این فیلم وجود دارد و خلاصه ما را در مسیر نسخه اصلی انداخت. ولی در کل بعضی بازسازی ها فقط و فقط ساخته می شوند که به تماشاگران نسل جدید تر بگوید که بروید نسخه های قدیمی تر را نگاه کنید! البته این را در نظر بگیر که یورش هم برداشتی آزاد از وسترن ریو براوو به کارگردانی هاوارد هاکس و شب مردگان زنده اثر جاودانه جرج رومرو است.

تعداد ۹ نفر هستند که در این کلانتری حضور دارند اما بیشتر با دو نفر آنها همراه می شویم. شخصیت کلانتر و مجرم که در این فیلم حرف اول را می زنند. به قدری روان و راحتند که گویی دوستانت را داری در یک فیلم هیجان انگیز می بینی!

کارپنتر یکی از اساتید ترس است و در این فیلم هم کم نگذاشته است. حمله گروه خلافکاران به کلانتری بیشتر از این که بخواهد اکشن باشد، دلهره آور است. حالا درست که هیچکاک استاد دلهره است و من و تو هم عاشق بعضی فیلم های استاد هستیم، ولی در همین یورش سکانس هایی وجود دارد که هر بار تصویر کات می خورد تو انتظار داری یک اتفاق خلاف از تصورت رخ بدهد و از همین بابت از خیلی کارهای ضعیف تر هیچکاک بهتر است.

در کل حیف که از این قبیل آثار کم ساخته می شود. بحث نوستالوژی هم نیست. من که سنم به نوستالوژی با یورش قد نمی دهد و اصلا در سینما و موقع اکرانشان که ندیده ام. منظورم نوع روایت و شجاعت و نزدیک شدن کارگردان به بطن قصه و هیجان است. امروزه بیشتر از دوستانم می شنوم که ” این فیلم می خواست چی بگه؟” ” منظورش چی بود؟” ” هدف این فیلم بود؟”

انگار که هدف فیلم باید حتما در راستای ارتقای فرهنگ و حرف های فیلسوفانه و در باب حکمت زندگی باشد!

دوست خوبم، نسخه قدیمی یورش به کلانتری ۱۳ را ببین و یک ساعت و سی دقیقه هیجان ناب را تجربه کن و به دیگر حاشیه ها کاری نداشته باش!

قربانت. مجید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *