پست – The Post

درود بر ملاگینوی عزیز

چند شب پیش فیلم پست (یا روزنامه واشنگتن پست) از استیون اسپیلبرگ را دیدم. این را می دانم که علاقه ی خیلی زیادی به این فیلم ساز نداری و من خیلی بیشتر از تو، آثارش را می پسندم. تو همچنان با سینمای تجاری مشکل داری و خب، اسپیلبرگ یکی از ستون های اصلی ساخته شدن بلاک باسترهاست. بارها سعی کردم بهت بگویم که چرا زیاد فرقی بین سینمای پول ساز و خاص ( یا همان هنری ) نمی گذارم و فیلمی که بیننده هایش را جذب کند را دوست دارم و ترجیح می دهم که هیچ برچسبی به فیلم نزنم. همچنان باورش برای خیلی ها سخت که من می توانم فیلم ابرقهرمانی ثور ۳ را ببینم و به اندازه آخرین فیلم آندری زویاگینتسف آن را دوست داشته باشم. ایرادش کجاست؟

خب، حرفم از مسیر اصلی خارج شد، چون ماجرای جالبی درباره این نوع فیلم های ابرقهرمانی و مادرم و دختر خواهرم رخ داده که حتما در نامه ی دیگری آن را برایت تعریف می کنم.

دوباره می رسیم به پست، خوشبختانه کار را دوست داشتم. نه به اندازه دیگر آثار سیاسی اسپیلبرگ ( همچنان مونیخ را یکی از بهترین فیلم های او و کلا یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما می دانم ) ولی این اثر آخری، بیشتر از اینکه جذب فیلم نامه شوم، کارگردانی اش جادویم کرد. فیلم های همه مردان رئیس جمهور و اسپات لایت با فیلم پست یک جور سه گانه غیر رسمی به حساب می آیند – هر سه اینها هم بر اساس ماجرایی حقیقی ساخته شده اند –  مثلا پست، دقیقا جایی تمام می شود که همه مردان شروع می شود، و یکی از شخصیت های اصلی اسپات لایت، پسر شخصیت تام هنکس در فیلم پست است. فیلم هایی درباره روزنامه نگاری و افشاگری، اما در جهت مثبت و به نفع مردم. انصافا هم هر سه این آثار شریف هستند و قابل احترام. اما این اسپیلبرگ لعنتی با همین مضامین کاری کرده ست کارستان. دوربین روان و بدون ترسش طوری بین بازیگران و دکور صحنه می چرخد انگار یک جادوگر روی جارویش دوربین را گرفته و پرواز می کند. به چپ و راست، اینور و آن ور، آزاد و رها. پیشنهادم دیدن چند باره سکانس تلفن حرف زدن همزمان سه نفر، مریل استریپ وتام هنکس و تریسی لتس ( در نقش فریتز بیب) است. وقتی دارم از سینمای اصیل حرف می زنم، منظورم این تیپ سکانس هاست. فیلم دیالوگ محور است و خیلی کارگردان ها در این جور موقعیت ها دوربین را کمتر تکان می دهند، اما خب در اینجا این خبرها نیست. قاب های این فیلم شجاعت دارد، همانند شخصیت های اصلی اش.

پس اگر فیلم را ندیدی، حتما ببین ( در کنارش از دیدن آن دو فیلم دیگری هم که گفتم غاقل نشو) و اگر فقط یک بار دیدی، برای بار دوم با دید کارگردانی ببین و لذت دو چندان ببر. هنر سینما، بر خلاف شنیده ها همچنان زنده است و با سرعت می تازد.

…….

پی نوشت : منظورم از تکان دوربین، دوربین لرزان روی دست نیست ها! خدایی نکرده فکر نکنی اسپیلبرگ اینقدر بی تجربه است که بخواهد سکانس های چنین فیلمی را روی دست ضبط کند!

…..

قربانت. مجید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *