فرمین: موش کتاب خوان ( ماجراهای یک شهر نشین غربتی)

  • نویسنده: سم سوچ
  • مترجم: پوپه میثاقی
  • نشر: مرکز

……………..

  • دوستان عزیزم حتما این جمله معروف رو شنیدید که میگن کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکن. خب من توخالی تر از این حرفام و این کتاب رو فقط و فقط به خاطر جلد بامزه اش خریدم که دقیقا عین نسخه خارجی کتاب هم هست.
  • در نگاه اول به نظر میاد کتاب کودک هست. ولی نیست. هر چند تاثیر مترجم هم هست. چون در نسخه اصلی اسم کتاب فقط هست فرمین: ماجراهای یک شهر نشین غربتی، و مترجم برای شیرفهم کردن بیشتر خواننده؛ موش کتاب خوان رو هم اضافه کرده. در کل بگم که درسته شخصیت اصلی موش هست و داستان هم خود به خود کمدی میشه، اما هر چقدر که میریم جلوتر، فضا فلسفی تر و تاریک تر میشه. جوری که اواخر کتاب به این نتیجه رسیده بودم که یکی از ناامید کننده و تلخ ترین داستان هایی هست که خوندم!
  • حالا خوبه یا بد یا معمولی؟ دقیق نمی تونم بگم. اما قطعا بد نیست. خیلی روان جلو میره و سرگرم می کنه. ارزش خوندن رو هم داره. داستان پرش نداره. نویسنده ذهن پریشانش رو برای ما به اشتراک نذاشته و کتاب های معاصری که می خونم ( مخصوصا از نویسنده های وطنی) پر از پرش مغزی هست. خوشبختانه اثر صاف و صادقی هست.
  • یک مسئله دیگه رو هم باید در نظر بگیرید که این کتاب برای کتاب خوان ها جذاب تره تا اونایی که کتاب نمی خونن. مثل فیلم هایی که به سینما ادای دین می کنن و اهلش باشید از تک تک فریم ها لذت می برید، این اثر هم همین طور هست. اما شاید یک مزیت بزرگ هم داشته باشه که بعضی ها رو به سمت کتاب خوانی هل بده. یعنی از هر دو طرف سود دهنده ست.
  • من عاشق آثاری هستم که داخلش با کتاب سر و کار باشه. در رمان ها، فیلم ها، بازی ها، انیمیشن ها و سریال ها. مثلا شخصیتی که زیاد فیلم ببینه ( مثل خودم) اون قدر جذاب نیست تا شخصیتی که ببینم در سکانسی در حال کتاب خواندن هست. فرم هنری مورد علاقه من سینما هست اما کتاب رو جدا از همه این ها می دونم. نه میشه گفت هنر هست نه میشه گفت نیست. یک شئ افسانه ای یا جادویی هست. و در موش کتاب خوان با کلی کتاب و یک کتاب فروشی سر و کار داریم. همین هست که جذابش کرده. ارجاع به کتاب در هر اثر خوبی باید باشه. هر چقدر بیشتر بهتر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *