صورت چرمی – Leatherface

Rate this post

من عاشق فیلم اول و دوم کشتار با اره برقی و همچنین عاشق نسخه اول و دوم بازسازی ها هستم . در این میان ۴ فیلم دیگه وجود داره . یکیش که همین آخرین نسخه اکران شده است که دربارش توضیح دادم.و اینها …

Leatherface: The Texas Chainsaw Massacre III

Texas Chainsaw Massacre: The Next Generation

Texas Chainsaw 3D

از این سه تا آنچنان لذتی نبردم و ترجیح می دم که فراموششون کنم.

صورت چرمی مثل فیلم جدید آنابل ، رفته سراغ اینکه چی شد صورت چرمی ، تبدیل شد به صورت چرمی! من علاقه ی دنباله ها رو به کند و کاو در گذشته شخصیت های ترسناک نمی فهمم.( فهمیدنش که خب واضح است  پر کردن جیب تهیه کننده هاست، ولی خب ، چه کنم ، باید یه پز پرسشگرانه هم داشته باشم دیگه! )  شما مثلا یک فیلم درام می بینی ( پدر خوانده ۲ ) و با گذشته دون کورلیونه آشنا میشی و شخصیت برات ملموس تر میشه. بهتر می تونی درکش کنی و غیره. اما شخصیت هایی مثل صورت چرمی ، جیسون ، مایکل مایرز سری هالیوون ، اینها اصلا نباید گذشته شون نشون داده بشه. هدف این فیلم ها ترسوندن هست. وقتی این عنصر های اصلی ترس رو برای من تماشاگر روان کاوی می کنی ، خب من دیگه اصولا نباید ازشون بترسم. و اینکه این ها ترس سینماست ، ترس فانتزیه ، اگر مستند یا فیلمی هست که می خوان ببینیم فلان قاتل واقعی چرا دست به این قتل ها زده، جست و جو در گذشته کار بسیار درستی هستش. آگاهی نسبت به این تیپ افراد بیشتر میشه. اما این تیپ های فانتزی نیازی به دونستن گذشته شون نداریم واقعا.

قاتل های سینمایی ( نه واقعی ) هر چقدر ازشون کمتر بدونیم و کمتر ببینیمشون ، بیشتر می ترسیم. همین و بس.

این فیلم از همون اول مشخص می کنه که میخواد با بقیه فیلم های این سری ، فرق داشته باشه. ۵ دقیقه اول ادای دین به اصول  کشتار با اره برقی هست، یعنی یک سکانس شام هولناک. ۵ دقیقه دوم ، ادای دین به کلیشه های ژانر هست، یعنی کشته شدن دختر زیبا. و از این جا به بعد فیلم مسیر کاملا متفاوتی رو از پیشینیان خودش میره، ولی خب نه آنچنان هم متفاوت، چون نیمه اول ، شبیه به  دیوانه از قفس پرید با مایه های اسلشر هست ، و نیمه دیگه شبیه به بانی و کلاید با مایه های اسلشر. اواخر داستان هم که بسیار کلیشه ای میشه و غلو آمیز. مخصوصا شخصیت کلانتر که اصلا هیچ جوره نمیشه کینه شتری این بشر رو بعد از گذشت این همه سال از وقایعی که اول داستان پیش میاد ، باور کرد. اما بازی بازیگرش ( استیفن دورف ) به قدری خوب هست که بشه ضعف شخصیتش رو فراموش کرد. بازی بقیه بازیگرها هم انصافا خوبه.

من از این کار بدم نیومد ، اصولا کم پیش میاد از فیلمی بدم بیاد. ولی خب این اثری نیست که بتونه افسانه کشتار با اره برقی رو زنده نگه داره. البته سکانس های خشن خیلی خوب در اومده ولی دور و زمونه اسلشر با معنی کلاسیکش خیلی وقت هست که سر اومده ، حتی دو آتیشه ترین طرفدارها هم دیگه خیلی از این کارها رو پس می زنن ، مگر اینکه یک فیلم نامه تازه داشته باشه که این فیلم فاقدش هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *