هنریض!

سینما موقعی که به معنای رسمی به مردم معرفی شد برای کوچه و بازاری ها و کارگرها بود. برای منشی ها که از کارشون تعطیل می شد. می رفتن به سینمای کوچیک به اسم ( نیکل اودیون – چون یک تا دو نیکل برای دیدن فیلم پرداخت می شد ) و برای مدت کوتاهی از دنیای واقعی دور می شدن.

سرچشمه سینما – هیچ وقت – اثر متعالی و فاخر و غیر قابل فهم نبوده. ( همون دوره صامت هم ، کمپانی فرانسوی – فیلم د آرت – بعد از تولید چند تا فیلم هنریض، ورشکست شد )  برای همین هست که سلیقه من یه چیز بین عامه مردم و چیزی هست که اون رو هنر می نامن.

( نکته اینکه بعضی کارگردان ها هستن با – تصویر- می تونن تو رو درگیر فیلم کنن. مثلا تارکوفسکی و لینچ. اینها معنی هنریض بازی نیست. این ها  تو رو میاره به وسط دنیای ناشناخته ای که دارن برات نشونش میدن. اما بیشتر فیلم های هنریض  ! هم از لحاظ تصویر پرت می گن. هم از لحاظ  داستان و دیالوگ! )

الان خب نولان شاید روی بورس ترین کارگردان میانه باشه که هر دو قشر تماشاگر رو راضی می کنه در بیشتر مواقع.

ولی انتخاب من دنیس ویلنیو هست که الان هم نسخه جدید بلید رانر ازش اکران شده ( هر چند اکران خوبی نداشته ، کلا این بلید رانر نفرین شده ست. باید چند سال ازش بگذره یوهو طرفداراش بیشتر بشن )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *