فقط یک رمان بلند

سه تا از کتابهای مورد علاقه من یه وجه اشتراک با هم دارن. نویسنده هاشون فقط یک رمان بلند نوشتن. اسکار وایلد فقید که زمان خودش هم خیلی بدنام بود ( هنوز هم هست ؟! ) فقط تصویر دوریان گری رو نوشته. مرحوم ، استاد بهرام کاظمی هم تنها داستان بلندش ملکوت هست و پاتریک زوسکیند هم فقط رمان عطر : داستان یک قاتل. پاتریک زوسکیند هنوز در قید حیات هست و ممکنه داستانی بلند منتشر کنه ( رمان کبوتر از همین نویسنده هم منتشر شده که کوتاه به حساب میاد ) در کل فقط برام جالبه که یه نویسنده برای موندگار شدن حتما نیازی نیست ده ها اثر شاهکار خلق کنه. گاهی فقط با یک داستان هم میشه دنیاهایی ( بیشتر درونی ، شاید هم بیرونی ! ) رو تغییر داد. حالا چرا این سه کتاب مورد علاقه من هستن ؟ وقتی میگم مورد علاقم ، صرفا یک کتاب دوست داشتنی و حتی بالینی هم نیست. اینها خود زندگی هستن برای من. من فکر کنم عطر رو ۵ بار کامل تا به حال خوندم و بارها هم پاراگراف هاییش رو مرور کردم. وقتی خیلی اتفاقی یه نسخه از ملکوت رو کنار خیابون دیدم و سریع خریدمش ، مدتی گذاشتمش کنار ، اصلا فکر نمی کردم از کتاب خوشم بیاد ، صرفا چون تو فیلم اژدها وارد می شود مانی حقیقی خیلی جذاب بهش ادای دین شده بود، کنجکاو به خوندنش شدم. و بعد از چند ماه وقتی کتاب رو باز کردم و شروع به خوندن کردم ، انگار یه فیلم رو داشتم میدیدم ، تک تک صفحات کتاب برام به راحتی تصویر می شد. ملکوت رو تا الان فقط یک بار خوندم و تصمیم دارم ماهی یک بار کتاب رو بخونم. با کتاب ملکوت میشه تمرکز و مدی تیشن کرد! و تصویر دوریان گری که باز هم به لطف دیدن سریال پنی دردفول با شخصیت دوریان بیشتر آشنا شدم و می خواستم بدونم منبع اصلی ، این شخصیت پیچیده رو چطور خلق کرده. کتاب البته بیشتر به نظرم یه شخصیت اصلی دیگه داره که فعلا فرصت نیست دربارش بگم. این کتاب خیلی مهم تر از این حرفاست که صرفا تو حاشیه یک پست ازش بنویسم. از هر سه اینها داستان کوتاه هایی خوندم و خب هیچ کدوم به پای کار بلندشون – حداقل برای من – نرسیده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *